w w w . A l i H a m i d i . i r





علی حمیدی در...
چند روز پیش نامه ای از سوی سازمان وظیفه عمومی به دستم رسید که در آن محل مراجعه ام جهت اعزام به خدمت، و کد مرکز آموزش داخلش درج شده بود. کنجکاو شدم از روی کد بفهمم محل خدمتم کجاست، اول مثل هر کنجکاوی دیگری رفتم سراغ جستجوی گوگل، ولی چیزی پیدا نکردم. بعد از هرکسی احتمال میدادم در این زمینه اطلاعات دارد پرس و جو کردم تا درآخر فهمیدم خدمت سربازی ام در چه نیرویی هست: یگان ویژه ی پلیس ! اول شوکه شدم و به جای اخم کردن فقط میخندیدم و به هرکسی که می رسیدم این خبر جنجالی را میدادم... همان اول به یکی از دوستان با موبایل پیام دادم که بلافاصله با من تماس گرفت و این سعادتی که نصیبم شده را تبریک گفت! به همین ترتیب چند نفر دیگر هم زنجیره ای مطلع شدند و تبریک ها و تسلیت های مکرر را به من میرساندند. در پی همین بحث ها پروفایلم در شبکه اجتماعی فیس بوک هم خالی از این بازتابها نبود. تصویری که برای لوگو انتخاب کرده ام و در کنار سایت می بینید، کاریکاتور سربازی است با لباس سبز و یک قلم هم در دستش. در میان بحث های مطرح شده در فیس بوک، یکی تغییر دادن مداد در دست سرباز به باتوم پلیس بود که خیلی به جا بود و من هم به آن پیشنهاد جالب لبیک گفتم. تصویری را با همان شمایل طراحی کردم که در پایین می بینید.

من به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم...
طبقه بندی: روزمره،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 خرداد 1389 توسط علی حمیدی
تبلیغات 


